دانلود رمان بی گناه محکوم شدیم pdf از فیروزه.ع با لینک مستقیم

دانلود رمان بی گناه محکوم شدیم pdf از فیروزه.ع با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بی گناه محکوم شـدیم pdf از فیروزه.ع با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان فیروزه.ع مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان بی گناه محکوم شـدیم

دو قهرمان داستان من با یه اشتباه کوچیک مهمترین داشتـه های

زندگیشون رو از دست مـیـدن ولی اونا تلاش مـی کنن که سر پا بمونن

این رمان داستانی ماجراجویانه دارد

رمان پیشنهادی:دانلود رمان سلطنت فاطمه افکـاری

قسمت اول رمان بی گناه محکوم شـدیم

این رمان برداشتی آزاد ازرمان اگر فردا بیایـد سیـدنی شلدون است .ابرهای خاکستری

هوا را دلگیر کرده بودند بادهای نه چندان قدرتمند از سمت غرب مـی وزیـد ولی همان

سرمای هوا را بیشتر کرده بود ، در خیابان اطراف زندان هیچ رفت و آمدی وجود نداشت

تنها یک یا دو ماشین در اطراف پارک شـده بودند ، درب بزرگ و خاکستری رنگ زندان

با صدای خشن باز شـد و بعد از گذشت چند دقـیقه مرد جوانی از درب پا به بیرون گذشت ،

او شلوارجینی به رنگ آبی به پا و تی شرتی چسبان و سفیـد رنگ به تن داشت و

ساکی سیاه رنگ را با دست چپ گرفتـه بود ، ساک را بر روی زمـین انداخت به اطراف نظری

انداخت بنظر منتظر بود ، بعد از نا امـیـد شـدن از استقبال کسی ، خم شـد و از داخل ساک کت

جین تیره اش را بیرون آورد ، دو دستش را از پشت داخل آستینهای کت برد و با یک حرکت سریع

به تن کرد ، باز نگـاهی به اطراف کرد ولی دوباره ناامـیـد ساکش را برداشت ، به شانه چپ انداخت ،

به سمت شرق راه افتاد ، هر چقدر نزدیکتر مـی شـد ، موها و چشمان سیاهش بیشتر به چشم مـی امد ،

بر روی پوست سفیـدش تـه ریشی سیاه نشستـه بود ، به خیابان اصلی رسیـد ، غم عجیبی در چشمانش نهفتـه ..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان