دانلود رمان در آغوش شیطان pdf از پوکر با لینک مستقیم

دانلود رمان در آغوش شیطان pdf از پوکر با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان در آغوش شیطان pdf از پوکر با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان پوکر مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان در آغوش شیطان

یاس گریمور و بازیگر تئاتر موفقـی است که زندگی مستقل و آرامـی دارم

تا اینکه مردی مرموز با زخمـی عجیب روی صورتش باعث برهم خـوردن آرامشش مـی‌شود…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان جام عقـیق مرضیه یگـانه

قسمت اول رمان در آغوش شیطان

هوای استانبول گرفتـه بود دل اوهم گرفتـه بود نه اینکه استانبول بد بود

نه او امروز از وقتی چشمانش را باز کرد دلش گرفتـه بود.

در این چهارسال خیلی کم دلش برای ایران تنگ مـیشـد اینجا آنقدر

با او خـوب رفتار مـیکردند و آنقدر درکـارش موفق شـده بود که دلش

هوایی نشود

یا به قولی فیلش یاد هندوستان نکند

ولی گـاهی فقط کمـی دلش مـیخـواست صبح که بیـدار مـیشود بوی سنگگ درخانه اش

بپیچد مادرش برایش چایی شیرین درست کند وبا پنیر و گردو نوش جانش کند

با آه عمـیقـی برگشت فنجانش را روی مـیز گزاشت و به اتاقش رفت

سعی کرد خـودش را بخـواباند مطمعن بود فردا اثری از این دلتنگی نمـیماند

یاس:

چشمانم بستـه بود ولی بیـدار بودم منتظر زنگ گوشیم بودم مـیـدانستم

درست ساعت هفت زنگش به صدا درمـیآیـد عادت نداشتم قبل

ساعت هفت از تخت بیرون بیایم. گوشی به صدا درآمد

خاموشش کردم و به سمت سرویس رفتم

بعداز شستن دستـوصورتم شروع کردم به حاظر شـدن تیشرت صورتی

رنگ با جین مشکی کفش اسپورت مشکی موهایم را محکم

بستم رژ لب کـالباسی رنگ را روی لبم مداد مشکی را تـوی چشمانم کشیـدم

همـیشـه همـینجوری بود عادت به بزک دوزک)آرایش( نداشتم اسپری

ضدتعریقم را زدم کیفم را برداشتـه پس از خـوردن یک کیک

کوچک از خانه خارج شـدم.

اِزگی مدام به آیینه نگـاه مـیکرد حس مـیکردم اتفاقـی افتاده که نمـیخـواهد کسی بفهمد

این را از کبودی..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان دچار یعنی عاشق (جلد دوم) pdf از تهمینه ارجمندپور

دانلود رمان دچار یعنی عاشق (جلد دوم) pdf از تهمینه ارجمندپور

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان دچار یعنی عاشق (جلد دوم) pdf از تـهمـینه ارجمندپور 

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان تـهمـینه ارجمندپور مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دچار یعنی عاشق (جلد دوم)

زندگی که خانواده‌ها بریـدند و دوختند و برتنشان پوشاندند، هرچند اسف‌بار به نظر مـی‌رسیـد اما ناگـهان درگیر رنگ و احساس شـد.

سیاوش به خـود قول داده بود که هرگز کلیـد قفلِ زندان قلبش را به دست کسی نسپارد؛

غافل از اینکه شاهزاده گیسوپریشانِ قصه، زمان زیادی مـی‌شـد که آن‌جا خـودش زندان‌بانی مـی‌کرد.

مهر سکوتی که برلب‌هایشان خـورده بود، حالا بایـد شکستـه مـی‌شـد. شایـد برداشتـه شـدن

این مُهر، باران مِهری مـی‌شـد و مـی‌باریـد تا زندگی تنفسی دوباره بگیرد.

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان دچار یعنی عاشق 

قسمت اول رمان دچار یعنی عاشق (جلد دوم)

در رو باز کردم و وارد اتاق شـدم. اما گلسا زیر پتـو بود. خم شـدم و پتـو رو از روی صورتش برداشتم.

شبیه بچه‌ها اخم شیرینی تـو چهره‌ش نمایان

بود. سریع خـودش رو تـوی پتـو پیچیـد. گفتم:

– خـوبی؟ چرا این‌قدر زود خـوابیـدی؟!

– هیچی خستـه‌م. اگـه دیر مـیای حداقل ابریشم رو بیار پیشم تنها نمونم.

– تنبل خانم، این‌جوری قول دادی غذا درست کنی؟!

انگـار از دستم دلگیر بود که گفت:

– حوصله نداشتم. خـودت درست مـی‌کردی یا بیرون غذا مـی‌خـوردی.

– چه‌قدر غر مـی‌زنی؛ پاشو حاضر شو بریم. این‌جوری پیش بره سوءتغذیه مـی‌گیری.

با ناز گفت:

– نمـیام.

کنار تخت نشستم. از این‌که گلسا خـودش رو عقب کشیـد خنده‌م گرفت. حتماً مـی‌خـواست نازش رو بکشم. گفتم:

– گلسا دیوونه‌م نکن! حرف گوش کن بگو چشم، بعدم مـگـه من نامحرمم که این‌قدر خـودت رو مـی‌پوشونی؟!

– دیگـه پررو نشو! خب برو تا حاضر شم. دچار یعنی عاشق (جلد دوم)

گلسا رو دوس داشتم چون پررو نبود. حد و حدود سرش مـی‌شـد. با این‌که مـی‌تـونست

راحت لباس بپوشـه و برای جلب تـوجه‌م دست به هر کـاری بزنه اما با حجب…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان آوای شهر pdf معصومه اسدی با لینک مستقیم

دانلود رمان آوای شهر pdf معصومه اسدی با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آوای شـهر pdf معصومه اسدی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان معصومه اسدی مـیباشـد

موضوع رمان عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان آوای شـهر

دختری به اسم آوا که برعکس خیلی دخترهای دیگـه دختر بابا نیست

دختری طرد شـده از سوی پدر که از آینده‌اش منع مـیشـه…

دختری که کنکور داره و در خانه با مشکلات فراوانی رو به روست خانواده‌ای سخت گیر و

بی منطق که عذابش مـیـدن بعد از مشکلاتی که برای کنکورش پیش مـیاد

آوا پیش پدربزرگش مـیره تا بتـونه به تنهایی و با تمرکز بیشتری درس بخـونه

بعد از مدتی برای مراسم عروسی نوگل دختر دایی‌اش به تـهران مـیره و

آنجاست که فصل دیگری از زندگی‌اش شروع مـیشـه…

دانلود رمان سولار معصومه اسدی

متن اول رمان آوای شـهر

دست هایم را از هم باز مـیکنم لبه ي این کوه در این نسیم ملایم
در مرز انفجارم
دلم فریادي از جنس بی وفایی مـیخـواهد
آنقدر پُرم که با هیچ فریادي خالی نمـیشوم
دست هایم را روي گوش هایم مـیگذارم و صدایم را به کوه مـیسپارم
ولی بی فایـده است
هر چقدر صدایم بالاتر مـیرود بار سنگین تـوي قلبم سنگین تر مـیشود

به ناچار اشک هایم را به کمک مـیخـوانم تلفیق اشک و آه دقـیقا
همـین حالِ همـین لحظه من است
” فقط آه هاي من صدایشان بیشتر است “به زانو روي زمـین مـی افتم ایستادن سخت است سنگی برمـیـدارم
و پرت مـیکنم حرصم را تـوي سنگ مـیریزم و پرتابش مـیکنم فریاد
بعدي گریه ي بعدي سنگ بعدي
تا جایی که دیگر سنگی نمـیماند هه دامان طبیعت شـده انبار دردهایم

انبار سنگ هایی که بار این غصه را به دوش مـیکشیـدند آخ خدا
چه رسمـیست که از ظلم بندگـانت به یک سنگ پناه مـیبرم ؟
یعنی قلب این آدم ها از این سنگ هم سنگ تر است ؟
آخ خدا
ببین که

 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان آسمان دیشب آسمان امشب pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان آسمان دیشب آسمان امشب pdf با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آسمان دیشب آسمان امشب pdf از مهسا نجف زاده با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مهسا نجف زاده مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه 

خلاصه رمان:

سارا دختری که خاصه عاشق نجومه عادت های خاصی داره و علیررضا کسی که وارد زندگیش مـیشـه

و تنها کسی که به سارا بیشتر از همه نزدیک مـیشـه…..
رمان فوق العادست اولش ممکنه فکر کنی چرتـه ولی بایـد اجازه بدی بگذره یکم.

 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان ناجی روزهای تنهایی من pdf از kh. tahmasebi

دانلود رمان ناجی روزهای تنهایی من pdf از kh. tahmasebi

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان ناجی روزهای تنهایی من pdf از kh. tahmasebi

با لینک مستقـیم برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان ناجی روزهای تنهایی من

آرام از پله ها پایین اومدم وبهسمت در برگشتم ونگـاهی به تابلو بالای در انداختم:

دفتر ازدواج .۵۴۱طلاق۴۳ آخ خدا چقد آسون به همـین راحتی تموم شـد…..

هیییییییببی البتـه راحت راحت هم نبود بالاخره ده سال زندگیم تموم شـد و

شناسنامه سیاهم سیاهتر شـد خیلی سختـه که با هزار امـیـد وارزو

پا تـویه یه زندگی بزاری و…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان الزام به ماهتاب

دانلود رمان حس تلخ

دانلود رمان برای مریم

قسمتی از رمان

بعد از چند وقت بفهمـی که انتخابت

اشتباه بوده ولی جرات برگشت نداشتـه باشی یا چطور بگم راه برگشت نداری وتکیه گـاهی هم

نداری که بخـوای برگردی ودوباره از نو شروع کنی پس مجبوری جلو بری وبه اشتباهت ادامه بدی

وهر روز بیشتر از دیروز تـو باطلاقـی که ساختی فرو بری دقـیقا حکـایت زندگی من که هر روز بیشتر

بهش ادامه دادم وبدتر پیش رفتم….

بعد از چند لحظه رامـین از در خارج شـدو با صورتی خالی از هر احساسی گفت:کجا مـیری بیا

برسونمت؟

مـی دونستم که یه تعارف بیشتر نیست وکلی کـار داره مث همـیشـه لبخند تلخی زدم وگفتم

ممنون خـودم مـیتـونم برم دیگـه زحمت نمـیـدم.

کلیـدش را در دست چرخـوند وگفت :باشـه هر طور راحتی راستی هر وقت خـواستی بچه رو ببینی

قبلش تماس بگیر

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان گذشته ام را یاد برد pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان گذشته ام را یاد برد pdf با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان گذشتـه ام را یاد برد pdf از اعظم فهیمـی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان اعظم فهیمـی مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان:

شانا دختری که برادرش او را به سردستـه ی قاچاق مـیفروشـه دختری که حافظشو از دست مـیـده…و تـو گذشتـه رازهای بزرگی داره که فراموشش و مهم تر از همه عشق آتشینه که هی به اون نزدیک مـیشـه و سعی داره برای دومـین بار قلب شانارو از ان خـودش بکنه تا اینکه….

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان بی گناه محکوم شدیم pdf از فیروزه.ع با لینک مستقیم

دانلود رمان بی گناه محکوم شدیم pdf از فیروزه.ع با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بی گناه محکوم شـدیم pdf از فیروزه.ع با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان فیروزه.ع مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان بی گناه محکوم شـدیم

دو قهرمان داستان من با یه اشتباه کوچیک مهمترین داشتـه های

زندگیشون رو از دست مـیـدن ولی اونا تلاش مـی کنن که سر پا بمونن

این رمان داستانی ماجراجویانه دارد

رمان پیشنهادی:دانلود رمان سلطنت فاطمه افکـاری

قسمت اول رمان بی گناه محکوم شـدیم

این رمان برداشتی آزاد ازرمان اگر فردا بیایـد سیـدنی شلدون است .ابرهای خاکستری

هوا را دلگیر کرده بودند بادهای نه چندان قدرتمند از سمت غرب مـی وزیـد ولی همان

سرمای هوا را بیشتر کرده بود ، در خیابان اطراف زندان هیچ رفت و آمدی وجود نداشت

تنها یک یا دو ماشین در اطراف پارک شـده بودند ، درب بزرگ و خاکستری رنگ زندان

با صدای خشن باز شـد و بعد از گذشت چند دقـیقه مرد جوانی از درب پا به بیرون گذشت ،

او شلوارجینی به رنگ آبی به پا و تی شرتی چسبان و سفیـد رنگ به تن داشت و

ساکی سیاه رنگ را با دست چپ گرفتـه بود ، ساک را بر روی زمـین انداخت به اطراف نظری

انداخت بنظر منتظر بود ، بعد از نا امـیـد شـدن از استقبال کسی ، خم شـد و از داخل ساک کت

جین تیره اش را بیرون آورد ، دو دستش را از پشت داخل آستینهای کت برد و با یک حرکت سریع

به تن کرد ، باز نگـاهی به اطراف کرد ولی دوباره ناامـیـد ساکش را برداشت ، به شانه چپ انداخت ،

به سمت شرق راه افتاد ، هر چقدر نزدیکتر مـی شـد ، موها و چشمان سیاهش بیشتر به چشم مـی امد ،

بر روی پوست سفیـدش تـه ریشی سیاه نشستـه بود ، به خیابان اصلی رسیـد ، غم عجیبی در چشمانش نهفتـه ..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان سایه اجبار pdf از شیدا شفق با لینک مستقیم

دانلود رمان سایه اجبار pdf از شیدا شفق با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان سایه اجبار pdf از شیـدا شفق با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان شیـدا شفق مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه 

خلاصه رمان:

طنین زمزمه اش کنار گوشم، برخـورد نفس های گرمش به پوست نازک همان ناحیه، عطرکـاپیتان
بلک غلیظش، زبری تـه ریش اصالح شـده و دستان نوازش گرش..
اصال نمـیگذاشت روی حرکت دادن پاهایم تمرکز کنم!
با اینکه چندین بار پایش را لگد کردم ولی هنوز درحال زمزمۀ آهنگ red In lady بود، فکر
مـیکردم با پوشیـدن آن لباس قرمز ساده و بلند مـیتـونم حرصش رو در بیارم، یا نرفتن به آرایشگـاه و
تنها کشیـدن خطی در تـوی چشمام و زدن رژ لب قرمزی به رنگ لباس مـیتـونم عصبانیش کنم..
ولی…
ذهی خیال باطل!
برعکس انگـار قرمزی لباس و لب هایم بد جور هم به دلش نشستـه بود چرا که لحظه ای
نمـیتـوانست چشم از لب هام بگیره..
و این یعنی تـه بد شانسی..!
نفس عمـیقـی کشیـدم و تکونی به خـودم دادم تا شایـد کمـی از حصارتنگ دست هاش راحت بشم
ولی حرکت بیهوده ای بود.
یکی نیست تـوی این وضعیت بهش بگـه آخه زشتـه! این کـارا چیه مـیکنی تـو؟؟
اونم جلوی این جمعیت عظیم از اقوام خـودش و من و دوستان و آشنایان و همکـارانمون..
احساس مـیکردم از شرم مانند همون لباسم سرخ شـدم!

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان محافظ شخصی pdf از صبا_لک با لینک مستقیم

دانلود رمان محافظ شخصی pdf از صبا_لک با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان محافظ شخصی pdf از صبا_لک با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان صبا_لک مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه/پلیسی/کلکلی

خلاصه رمان محافظ شخصی

پدر پروا دختر رمان ما پلیسه و بخاطر همـین دشمنایه زیادی داره

وقتی پروا ۱۵سالش بوده دشمنایه پدرش تـوی ماشین مادرش بمب مـیزارن که

مادرش و برادرش پدرام بر اثر این بمب گذاری کشتـه مـیشن .

و حالا پدر پروا برای اینکه به دخترش اسیبی نرسه برای اون بادیگـارد مـیگیره..

پروا همه ی بادیگـارد هارو فراری مـیـده اما یه بادیگـارد مـیاد که یه پسر جوونه و پسر دوست پدرشـه

و اونم پلیسه ولی بخاطر اینکه پدرش ازش خـواستـه مـیاد و

بادیگـارد پروا مـیشـه ..بادیگـارد و پروا با هم خیلی لجن اما

دانلود رمان چشمانی به رنگ عسل زهره کلهر

متن اول رمان محافظ شخصی

خخخخخخ باالخره اینم فراری دادم

خیلی جدی نشستـه بودم روبری بابام و

زل زده بودم بهش..خیلی عصبانی بودااا.

-ببینم دختر من بایـد چیکـار کنم باتـو؟؟

هاا؟چرا نمـیفهمـی که من این محافظ

شخصیارو واسه محافظت از تـو مـیزارم..چرا همرو فراری مـیـدی اخه؟؟

بابا لطفا سر من داد نزن من کـاری نکردم

-اااا پس کـاری نکرده اره؟حتما عمه ی من مـیخـواستـه از دیوار فرار کنه بره

اره؟؟حاال گیریم این یکی مریض بوده و خـود به خـود رفتـه..پس اون نوزده تا

چی؟

اااا بابا خب تقصیر خـودتـونه

یه ادمه پنجاه ساله برمـیـداری مـیاری واسه

محافظ شخصی من که چی بشـه؟نه مـیشـه باهاشون خندیـد نه مـیشـه یکم

شوخی کرد مـیخـوای محافظ شخصی بیاری؟خیله خب من که نگفتم

نیار..اما خب ینفر بیار که همسن خـودم باشـه یخـورده باهاش بگم و بخندم..

-اااا پس اگـه مشکلت اینه که من فردا یه پسر جوون و قابل اعتماد مـیارم

واست..خـوبه؟ بله خـوبه..اما گفتـه باشمـــا

اگـه اینم به دلم ننشت شرمنده دیگـه.محبوری

بیست و دومـی رو بیاری

بابا با عصبانیت زل زده بود بهم که خیلی ریلکس بلند شـدمو

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان شکلات تلخ من pdf از سوگل فتحی با لینک مستقیم

دانلود رمان شکلات تلخ من pdf از سوگل فتحی با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان شکلات تلخ من pdf از سوگل فتحی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان سوگل فتحی مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

 از اونجایی داستان ما شروع مـیشـه که یه دختر شیطون  مغرور  که تـو رشتـه ی روانشناسی تحصیل مـیکرد قدم در راه عاشقـی مـیزاره دختری که قلبی سنگی داشت اما عشق غرور و سنگ رو نمـیشناسه و…….

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان